تبليغاتX
جنون

جنون

در اشتیاق گلی که نچیده ام می لرزم

نام شوهر

نظرتون رو به مقاله ای که از پایان نامم استخراج کردم جلب میکنم منتظر نقدهای شما هستم. پایان نامم راجع به عدم کاربست نام شوهر در گفتار زنان شهرستان جوانرود بود. برای دانلود بر عنوان زیر کلیک فرمایید.

نام شوهر

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/06/10ساعت 8:39 بعد از ظهر  توسط مجانین  | 

پاسخ به ادعای فروید مبنی بر اینکه؛ «استمناء عامل روان رنجوری است»

پاسخ به ادعای فروید مبنی بر اینکه؛ «استمناء عامل روان رنجوری است»

By: Karto Ara

زیگموند فروید دارای سهم گران بهایی در کمک کردن به ما برای فهمیدن ناخودآگاه بود. وی برای انتشار نظراتش استهزاء همگان را بجان خرید. آثار پیشرو او سزاوار ستایشند که اکنون نوشتن در مورد تمایلات جنسی را قابل قبول ساخته اند. همه ما وامدار آبروی هزینه شده اوییم. علی ای حال، با تمام احترامات به فرویدی های آکسفورد، تقریرش راجع به اینکه؛ خود ارضایی موجد روان رنجوری می باشد، ناصحیح است. این امر ناشی از داشتن خود ارضایی نیست، بلکه احساس گناه بیجای همراه با آن می تواند عامل بروز مشکلاتی روانشناختی گردد....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/05/30ساعت 5:3 قبل از ظهر  توسط مجانین  | 

شرک اداری

شرک اداری

حرکتی از طبیعت به ماشین

 

اگر بخواهیم تعریفی جریان مند از تفکر ارائه دهیم، می توان گفت تفکر جریانی است که در آن از پرسش به پاسخ حرکت می کنیم؛ یعنی ابتدا با چیزی جدید، امری نو، رویدادی تازه مواجه می شویم سپس به پردازش آن می پردازیم و در نهایت از این مشاهده و پردازش، نتیجه گیری می کنیم. در این نگاه، تفکر با سه شاخص، مشخص می شود: مشاهده، پردازش(پرسش) و استنتاج(پاسخ)........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/02/07ساعت 7:4 بعد از ظهر  توسط مجانین  | 

روانشناسی گروهی فاشیسم

روانشناسی گروهی فاشیسم (به زبان آلمانیDie Massenpsychologie des Faschismus ) کتابی است که در سال 1933 توسط ویلهلم رایش نگاشته شد. در این کتاب رایش به توضیح چگونگی به قدرت رسیدن فاشیست می پردازد و طلوع آنرا به مثابه نشانگان سرکوب جنسی طبقه بندی می کند....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/01/15ساعت 8:59 بعد از ظهر  توسط مجانین  | 

تک فرزند سرزمین من!

تک فرزند سرزمین من

 

دستانت را به من ده، امروز تانگوی چشمانت با قلمم را جشن گرفته ام. از جایت برخیز و صدای رقص بدنت را در سکوت کلامم نظاره کن؛ فریاد قرنها سکوت است که در پیچ و تاب رسم الخط نوشتارم می رقصد. قصه ی من، داستان سرزمین من است و سرزمین من آبستن کلمه ای است که در آغاز خدا بود .

آمین

...............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/09/15ساعت 6:9 بعد از ظهر  توسط مجانین  | 

نامه ای سرگشاده به «عبدالرحمن پیرانی؛ دبیرکل جماعت دعوت و اصلاح ایران»

نامه ای سرگشاده به «عبدالرحمن پیرانی؛ دبیرکل جماعت دعوت و اصلاح ایران»

پشت دیوار هدایت!

(الگویی برای کار و حرکت دینی)


  زبان را می توان بر دو قسم: «اندیشه زبانی» و «زبان گفتاری» منقسم دانست. «اندیشه زبانی» قدرت سخن گفتن است. دریافت زبان که مشترک اولاد آدمی است. اما زبان گفتاری به فعلیت رساندن اندیشه زبانی و خود سخن گفتن است؛ که هر ملتی زبان خاص خود دارد. و به صورت ذخیره زبانی، واژگان خود را به نسل آتیش وا می گذارد. اینکه؛ این واژه ها چگونه ساخته شده اند؟ ، موضوع این نوشتار نیست اما تداوم آن زبان، مرهون قوه یادگیری انسان است...   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/07/07ساعت 9:7 قبل از ظهر  توسط مجانین  | 

طی یک مرحله بی همرهی خضر!

طی یک مرحله بی همرهی خضر!

برای من زمان فروتنی می زاید و این عرف زندگی انسانی است. با خودم فکر می کردم چرا خدا آشکار نمی شود؟ چرا حضور قاطعش را در زندگی نمی نمایاند؟ اگر موسی نیستم از فرعون هم کمترم مگر؟ به او نُه نشانه یقینی می دهد -آیاتی که هر بیننده را متحیر می گرداند- پس آیات من کو؟ با خودم می گفتم این خدایی که گهگاه سری بر آستانش می نهم مال ذهن خودم است هرچه بیشتر بخواهمش بیشتر می شود اما در آخر کار حبابی است که از آن چیزی جز هیچ نمی ماند، ما خودمان را می پرستیم ......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1389/06/20ساعت 9:46 بعد از ظهر  توسط مجانین  | 

فهمیدم !

همیشه می نوشتم واست که :

"هیچ وخ نمی فهمی"

اما تو زندگی خودتو می کردی و دنبال فهمیدن هم نبودی

هالا که تموم شده تازه فهمیدم

اونی که هیچ وخ نفهمید من بودم ......

+ نوشته شده در  شنبه 1389/05/30ساعت 6:16 قبل از ظهر  توسط مجانین  | 

زیگموند فروید و کوکا کولا!

تو نت دنبال مقاله های فروید می گشتم که به این نوشتار برخوردم حیفم اومد ترجمش نکنم واستون امیدوارم ازش لزت ببرین متن اصلیشم براتون می ذارم تا نقص کارم رو بهم بگین ممنون .

 زیگموند فروید

بیشتر مردم می دانند که زیگموند فروید پدر روانکاوی مدرن است. اما آیا می دانید که وی پدر خوانده کوکا کولا نیز هست؟

..........
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/04/20ساعت 4:4 بعد از ظهر  توسط مجانین  | 

تابویی که خود را فاش می کند (جستاری در فرهنگ امنیت جنسی)

اشاره ؛

نوشتاری که از گذر چشمان خواننده می گذرد بر آن است که به بررسی تئوریک وضعیت امنیت جنسی در سطح فرهنگ حاکم بر «زن بودگی» و تعریفی که از این مفهوم شکل می گیرد ، بپردازد که از زاویه این ایضاح مفهومی به برون رفت موضوع نیز می توان نزدیک شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/25ساعت 3:29 بعد از ظهر  توسط مجانین  | 

دفاعی از جزم گرایی

دفاعی از جزم گرایی

(علیه فمنیسم)

 

 

اشاره ؛

نوشتار حاضر در صدد است با ایضاحی بر مفهوم علوم انسانی، اسلوبی برای ارزیابی نگرش سنتی در باب «زن» ارائه دهد که اسلوب کار در حوزه زنان و هم دیگر حوزه های نظری و البته کارکردی – اجتماعی بدست داده باشد. این کار مهر تأییدی است بر برخورد سنتی با زن؛ از آنجا که در سنت می زید و هم از آنجا که چرخ های جامعه در گودال مدرن نیافتاده است.

 

کلمات کلیدی ؛

علوم انسانی ، زن ، نگاه سنتی ، اسلوب کار نظری ، پویایی جامعه .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/26ساعت 10:52 بعد از ظهر  توسط مجانین  | 

تشکر از حادثه ها !

فقط واسه خاطرس ...

و موسیقی بک گراوندشم بدک نیست ...

اولین دفتر شعرمه که دکلمه ش کردم ...

کاش خوشتون بیاد .

کلیک کنین : تشکر از حادثه ها ! 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/03ساعت 6:6 بعد از ظهر  توسط مجانین  | 

به احترام خداوند!

 

بالاخره پس از یک سال و یک ماه کتابم در فرهنگ و ارشاد هنوز از بررسی برنگشته منم که دیگه بیخیال چاپش شدم اینجا گذاشتم تا هرکی دلش خواست دانلودش کنه فقط ابتدا فونت ها رو در قسمت فونت کنترل پنل در کامپیوتر خود کپی کنید و بعد کتاب رو باز کنید باشد که ذهنی بجنبد.

دانلود کتاب به احترام خداوند  

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/11ساعت 3:43 بعد از ظهر  توسط مجانین  | 

همایش زبان جهان ( تئوری ویتگنشتاین متقدم و مدلی برای معرفت دینی)

برای پخش این فایل به نرم افزار real player نیاز دارید

برای دانلود کلیلک کنید فایل همایش

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/04/28ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط مجانین  | 

زبانی که از بیان خود عاجز است ...

 

 

این نوشته مشتمل بر سه قسمت مستقل و در عین حال مرتبط است که کنکاشی است در آغاز. آغازی بر خدا برای انسان و در زبان برای خدا و در خدا برای زبان. در بخش اول آن به بررسی پایه های معرفتی بحث و سخنی در حدود و صغور معرفت انسانی تحت عنوان «انسان و هستی هرمنوتیکی» می پردازم. در بخش دوم به بررسی محتوای اصلی منتها نه به اندازه کافی پخته بحث با مدخل «... و خدایی که در این نزدیکی است ...» خواهم پرداخت و از آن پس پایان و تکمله بحث را با سخنی در معنای وجودی و ذهنی بودن خدا یا جدال خارجی و ذهنی بودنش با نام «یک کلمه دقیقاً چه می تواند باشد؟!» رقم خواهم زد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/04/28ساعت 2:3 بعد از ظهر  توسط مجانین  | 

بازي قدرت

اخلاق؛ بدانگونه كه تابحال با آن مواجه بوده‌ايم، از اساس منتفي است و خوب و بد بودن جز انقطاعي موقعيتي و تداخل آن با ظرفيت‌هاي ذهني كه يا به صورت خوشايند(نومن خوب) يا ناخوشايند (نومن بد) جلوه گر مي‌شوند، معناي ديگري ندارند...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/04ساعت 9:28 قبل از ظهر  توسط مجانین  | 

در آن است آنچه در آن است ...

اين بحث مبتني بر پيشفرضي است كه بر اساس آن، انسان موجودي است متشكل از نيرويي بالقوه به نام «اراده» و ابزارهايي براي بالفعل نمودن اين قوه كه شامل محيط فيزيولوژي خود (بدن) و محيط طبيعي خارج از خود مي‌شود ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/01ساعت 9:44 بعد از ظهر  توسط مجانین  | 

تبسم خداوند (کوششی در تفهیم دینداری)

تبسم خداوند (کوششی در تفهیم دینداری)

تام کینز، صاحب نظریه ای است که از آن به «پسخوراند چهره ای» یاد می شود، طبق این نظریه حالت چهره ای یک هیجان به تجربه آن هیجان منجر می شود، یعنی در بازگویی افراطی آن می توان گفت : که با دستکاری یک چهره می توان هیجان مربوط به آن را در فرد به وجود آورد، مثلاً با لبخند زدن، خوشحال شد. اما آن چیزی که مورد تأیید تحقیقات علمی روانشناسی است این است که پسخوراند چهره ای می تواند در تشدید حالت آن هیجان موثر باشد، اما هیجان را تولید نمی کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/18ساعت 2:2 قبل از ظهر  توسط مجانین  | 

عشق جاویدان

عشق جاویدان

نیاز، منشاء و سبب بسط  وجودی انسان و به تبع آن بسط دنیا و ارتباطات وی می گردد، هرچه انسان بیشتر رشد می کند نیازهایش فراختر می شود، از خانواده می گذرد و به دوستان، مدرسه، زن، روابط کار و ... تعمیم می یابد و همراه این رفع نیاز است که در هستی «دیگری» شریک می شود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/18ساعت 0:48 قبل از ظهر  توسط مجانین  | 

امید زئوس رنج کشیدن انسان ها بود (جستاری در تجمیع رنج و امید)

امید زئوس رنج کشیدن انسان ها بود (جستاری در تجمیع رنج و امید)

سیدارتا با نگاهی که در رنج دارد سرچشمه آبی می شود که حیات عده کثیری از همنوعانش می شود و از عشق گرفته تا حتی مادی ترین مسائل همواره این جمله را به ما گشزد می کنند که :«رنج سرچشمه شعور است» .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/15ساعت 0:10 قبل از ظهر  توسط مجانین  | 

خدا از فرط عشقش به مردم مُرد!

خدا از فرط عشقش به مردم مُرد!

 

«خدا , تو جوانه انجیره

خدا , تو چشم پروانه است وقتی از روزنه پیله

اولین نگاهش به جهان می افته...

خدا بزرگتر از توصیف انبیاست

بام ذهن آدمی , حیات خانه خداست,

خدا به من نزدیکه , همین قدر که تو از من دوری!»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 7:1 بعد از ظهر  توسط مجانین  | 

«جهاني بي هيچ معما»

«جهاني بي هيچ معما»

منابع شناختي انسان سنتي بسي فراتر و فراختر از منابع شناختي انسان مدرن بود . وي براي رمزگشايي هستي فقط عقل را كافي نمي‌دانست چه؛‌ اموري بود، كه جز با سلوك فهميدن آن ناممكن مي‌نمود. از اينرو در رمزگشايي هستي از؛ وحي، الهام، جادو و اسطوره و .... نيز بهره مي‌برد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/16ساعت 10:29 بعد از ظهر  توسط مجانین  | 

«حيرت ايمان؛ عالم معنا»

«حيرت ايمان؛ عالم معنا»

اولين سؤالي كه به ذهنم رسيد اين بود كه «من كيستم؟» چگونه مي‌توانم خودم را بيابم؟ اصلاً‌ «خود چيست؟»

اما جوابي براي آن نمي‌يافتم، چون مي‌پنداشتم كه جزء مفاهيمي است كه بايد «ديده» شوند تا «فهميده» شوند.

     

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/06ساعت 1:17 قبل از ظهر  توسط مجانین  | 

«خدمتگزار خداوند»

«خدمتگزار خداوند»

«فلسفه دين دانشي است كه در آن از چيستي و چرايي دين سخن مي‌رود». اين اولين تلقي است كه از اين تركيب استنباط مي‌شود. اما براي بنده كه دغدغه صدق و كذب عقلاني دين را ندارم، فلسفه دين، تحليل دين است. چه؛ هميشه بعدي از دين در لفافه رمز و راز مي‌ماند و نگاه بر اين راز است كه آنهمه شيريني تجربه ديني را مي‌آفريند. و اين رمزگونگي و غير عقلاني-نه ضد عقلاني-بودن دين است كه معجزه را با آن همراه مي‌كند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 9:54 قبل از ظهر  توسط مجانین  | 

«نگاه در معنا»

«نگاه در معنا»

 

«وگاهي آدم پس از فرسنگ‌ها دويدن به نقطه‌اي مي‌رسد كه نوشته: نقطه شروع»

 

تمام آنچه مي‌گويم بي معناست، معنا در فراسوي كلمه در شيوه‌اي زيستن محصور است كه كلمه تنها و تنها، راه رسيدن بدان است از اينرو ارتباط معنایي درواقع محصول تشابه سبك زندگي است نه طرز تفكر.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/06/26ساعت 11:5 بعد از ظهر  توسط مجانین  | 

رنگ عقل (يادداشتي بر نسبت ديوانگي و حضور)

رنگ عقل (يادداشتي بر نسبت ديوانگي و حضور)

مي‌گويند [1] دم خانه مولانا گربه‌اي بوده است كه هميشه از دست وي غذايي مي‌گرفته اما وقتي كه مولانا پوستين خاكي‌اش را مي‌درد ديگر از دست هيچ كسي غذا نمي‌گيرد تا پس از يك هفته كه جان مي‌بازد .


[1] به نقل از پله پله تا ملاقات خدا تأليف عدالحسين زرينكوب .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/06/19ساعت 10:45 بعد از ظهر  توسط مجانین  | 

اخلاق حقيقت (جستاري در تجميع اخلاق و حقيقت در دين)

اخلاق حقيقت (جستاري در تجميع اخلاق و حقيقت در دين)

دانايي ، ريشه در نياز وجودي آدمي دارد . قبل از اينكه شيئ متعلق حوزه شناخت انسان قرار گيرد ، بايد احساس نياز نسبت به شناخت آن موضوع در وجود شكل گيرد ، كه اين احساس نياز پايه‌اي براي دانايي مي‌گردد . لذا بسته به شدت احساس نياز ، دغدغه‌اي در وجود براي شناخت شكل مي‌گيرد كه امكان تجلي معرفتي شيء را فراهم مي‌نمايد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/06ساعت 4:40 بعد از ظهر  توسط مجانین  | 

در آغاز كلمه بود و كلمه .....

در آغاز كلمه بود و كلمه .....

كلمه خدا نبود . كلمه راهي بود كه خدا براي تجليش برگزيد .

در داستان آفرينش برتري آدمي با «اسماء» آغاز مي‌شود با «كلمه» و از همينجاست كه «هستي زباني آدمي» آغاز مي‌شود آغاز فهميدن ، زبان است و محدوده فهميدن نيز هم .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/29ساعت 11:7 بعد از ظهر  توسط مجانین  | 

به شدت انسان بودن (جستجويي در مرزهاي نابخردي)

به شدت انسان بودن (جستجويي در مرزهاي نابخردي)

براي درك «ديگري» نيازمنديم كه مانند او فكر كنيم و اين به خودي خود امكان پذير نيست ، چراكه براي اينكه كسي نوعي فكر كردن را انتخاب كند علل زيادي دست در دست هم مي‌دهند . اما اين قضيه زماني مشكلتر مي‌شود كه ما بخواهيم كسي را درك كنيم كه به «بي فكري» متهم باشد و اين آغاز جدايي است ؛ جدايي دو مفهوم خود ساخته «باخردي» و «بي خردي» .

هميشه فاصله‌اي هست ؛ فاصله‌اي كه حتي خردمندان را هم از درك هم عاجز مي‌كند ، چه برسد به اين دو ساكن دو كره متمايز .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/22ساعت 9:16 بعد از ظهر  توسط مجانین  | 

آفریدن ؛ این پایان رنج‌های آدمی است .

آفریدن ؛ این پایان رنج‌های آدمی است .

زندگی ونسان ، نقاشی بود ؛‌ طرح مردی که فقر را می‌چشید ،‌با فقر می‌جنگید و خود را وقف «دیگری» می‌کرد .

ونسان در شکم فقر زائیده شد ؛ زائیده شد و زایاند . او آفرید تا به رنج‌های خود و همنوعانش که چاره‌ای بر آنها نمی‌دید ، خاتمه دهد . محصول رنج بود و جنون ، پس باید هنرمند می‌شد ، چه‌ ؛ هنر ، جنون حاصل از رنج است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/21ساعت 10:58 قبل از ظهر  توسط مجانین  | 

 
Select a text on the page and get translation from Google Translate!

Download translator for Free